تبليغاتX
اسپیدار

اسپیدار

سرگرمی و خبر

یکشب ز ماورای سیاهی ها چون اختری به سوی تو می آیم

 

 فروغ فرخزاد

یکشب ز ماورای سیاهی ها

چون اختری به سوی تو می آیم

بر بال بادهای جهان پیما

شادان به جستجوی تو می آیم

سر تا به پا حرارت و سرمستی

چون روزهای دلکش تابستان

پر میکنم برای تو دامان را

از لاله های وحشی کوهستان

یکشب ز حلقه ای که به در کوبند

در کنج سینه قلب تو میلرزد

چون در گشوده شد،تن من بی تاب

در بازوان گرم تو میلغزد

دیگر در آن دقایق مستی بخش

در چشم من گریز نخواهی دید

چون کودکان نگاه خموشم را

با شرم در ستیز نخواهی دید

یکشب چو نام من به زبان آری

می خوانمت به عالم رویائی

بر موج های یاد تو می رقصم

چون دختران وحشی دریایی

چشمان من امید نگاهش را

بر گردش نگاه تو می دوزد

از "زهره" آن الهه افسونگر

رسم و طریق عشق می آموزم

یکشب چو نوری از دل تاریکی

در کلبه ات شراره می افروزم

آه، ای دو چشم خیره به ره مانده

آری، منم که سوی تو می آیم

بر بال بادهای جهان پیما

شادان به جستجوی تو می آیم

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم بهمن 1389ساعت 2:48 AM  توسط نگار یوسفی  | 

اگه دلت خواست خورشیدم باش

اگه دلت خواست مهتابم شو
شبا که خوابی اروم اروم
اگه دلت خواست بی تابم شو
اگه دلت خواست اوازم کن
اگه دلت خواست اهنگم کن
تو که نباشی خیلی تنهام
اگه دلت خواست دل تنگم کن
تو که نباشی دلگیرم
خاموش و تنهام عشق من
توکه نباشی میمیرم
از دست دنیا عشق من
تو که نباشی دل تنگم
وای از بی کسی تنهایی
تو که نباشی وای از من
با شب گریه ها عشق من
اگه دلت خواست داغم کن
با حرم لبهات عشق من
اگه دلت خواست خوابم کن
با فکر فردا عشق من
تو که نباشی تاریکم
تنهای تنها بی رویا
تو که نباشی میسوزم
با یادت اینجا عشق من
همین که هستی ارومم من
همین که گرمه با تو دستم
همین که با من هرجا هستی
همین که با تو هرجا هستم

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم بهمن 1389ساعت 2:44 AM  توسط نگار یوسفی  | 

10 درس شگفت انگیز از زندگی انیشتین!

تمام ارزش تمبر پستی توانایی آن به چسبیدن به چیزی است تا زمانی که آن را برساند.مانند تمبر پستی باشید ؛ مسابقه ای که شروع کرده اید را به پایان برسانید...
 

۱ . کنجکاوی را دنبال کنید

“من هیچ استعداد خاصی ندارم .فقط عاشق کنجکاوی هستم “

چگونه کنجکاوی خودتان را تحریک می‌کنید ؟ من کنجکاو هستم. مثلا پیدا کردن علت اینکه چگونه یک شخص موفق است و شخص دیگری شکست می خورد .به همین دلیل است که من سال ها وقت صرف مطالعه موفقیت کرده ام ....


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه هفدهم دی 1389ساعت 5:2 AM  توسط نگار یوسفی  | 

ماجرای خیانت ژوزفین (همسر ناپلئون) به وی!!

«ناپلئون» شما را یاد چه چیزی می‌اندازد؟ بله، او در نهایت محکوم به خیانت شد و در تبعید درگذشت. حالا اما فراتر از کلی‌گویی‌های تاریخ، کمی هم وارد جزئیات می‌شویم. از رابطه ناپلئون با «ژوزفین» - همسر اولش- چیزی شنیده‌اید؟ مثل تمام زوج‌هایی که فکر می‌کنند تافته جدا‌بافته از دیگرانند، آن ها هم تصور می‌کردند هیچ‌کس مثل آن ها عاشق نیست.......


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه هفدهم دی 1389ساعت 4:47 AM  توسط نگار یوسفی  | 

How to succeed: چگونه موفق شویم؟ ( متن دو زبانه )

 

PLAN while others are playing

(برنامه ریزی کن وقتی که دیگران مشغول بازی کردنند)


STUDY while others are sleeping

(مطالعه کن وقتی که دیگران در خوابند)

......


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه هفدهم دی 1389ساعت 4:35 AM  توسط نگار یوسفی  | 

سپیدار زیبای من

 

ای سپیدار زیبای من

شاخه هایت در باد

چون گیسوان پریان کوچک فیروزه ای

من آنها را دیده ام

هنگامی که روی شاخه هایت دراز می کشند

و گیسوان خود را به دست باد می سپارند

ای سپیدار زیبای من

صبح ها

 از طراوت شبنم ها مستانه از خواب بر می خیزی؟

در اشتباهی! کدامین شبنم؟

پریان کوچکت شب را با یاد یاری از دست رفته ای

تا سپیده گریسته اند.....

صورت هایشان را میان گیسوانشان پنهان کردند

و دوباره گیسوهای خیسشان بر باد داده اند

خورشید می تابد....

اشک ها و غم ها بخار می شوند

پریان میان برگ های سپیدار عاشقانه می خوانند

دوباره دل به کبوتر های مهاجر بسته اند......

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم دی 1389ساعت 0:43 AM  توسط نگار یوسفی  | 

ياد من باش

ياد من باش اگه خوابي اگه بيدار
به همين بهانه يك شب حتي يك بار ياد من باش

ياد من باش اگه دنيا با تو مهربون نمي‌شه
مث عكساي من و تو زندگي جوون نمي‌شه

ياد من باش اگه سنگم،اگه خاكم،اگه رودم
برا تو خاطره گفتم واسه تو خاطره بودم

اگه بارونو بيابون منو گم كرده تو چشماش
گاهي وقتا مهربون شو،گاهي وقتا ياد من باش

ساده بود امّا برا من كه يه دلشكسته بودم
مث طوفان روز رفتن كوله بارُ بسته بودم

يه روز از تو جون گرفتم،يه روز از تو دل بريدم
از همه دنيا گذشتم،به همه دنيا رسيدم

ساده بود امّا تو جاده دست و پامو جا گذاشتم
شبی دل بريدم از خود همه رو تنها گذاشتم

دريا دلواپس من شد،منُ ديد به گريه افتاد
منو بشناس اگه بارون ردِ پامو برده از ياد

اگه بارونو بيابون منو گم كرده تو چشماش
گاهي وقتا مهربون شو،گاهي وقتا ياد من باش


+ نوشته شده در  شنبه چهارم دی 1389ساعت 1:56 AM  توسط نگار یوسفی  | 

عکس‌های زیبا از آدری هپبورن، زیباترین زن قرن گذشته!!

ین هنرپیشه باریک‌اندام و خوش‌پوش، به‌خاطر زیبایی فریبنده، ایفای نقش ماهرانه و در عین حال معصومانه‌اش در فیلم‌ها و اقدامات بشردوستانه‌اش برای کودکان نیازمند، شهرت داشت. هپبورن همچنین برنده جایزه اسکار بود...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه چهارم دی 1389ساعت 1:29 AM  توسط نگار یوسفی  | 

نگاهی به چیستی رنگ‌ها از منظر علم روانشناسی

روزنه‌ای به جهان رنگ‌ها

امروزه یکی از راه‌های شناخت افراد و تشخیص مشکلات عاطفی کوکان روانشناسی رنگ است و انسان‌ها از روزگاران بسیار کهن تاکنون تحت تاثیرات و نفوذ رنگ‌های پیرامون خود بوده اند. .......

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه چهارم دی 1389ساعت 1:3 AM  توسط نگار یوسفی  | 

داستان کوتاه بسیار جالب: من یه احمق‌ام (نویسنده: شروود اندرسن)

 

یه لباس نرم تن‌اش بود. لباس‌اش یه نمه آبی می‌زد. خیلی خوشگل بود. وقتی بهم نیگا کرد دوتامون سرخ شدیم. بهترین دختری بود که...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه چهارم دی 1389ساعت 0:40 AM  توسط نگار یوسفی  |